دانلود رمان پرسونا برای کامپیوتر و اندروید
[caption id="attachment_1406" align="aligncenter" width="300"] دانلود رمان پرسونا برای کامپیوتر و اندروید[/caption]
دانلود رمان غمگین
خلاصه:
پرسونا: این واژه در لغت به معنی ماسک است که بازیگران در قدیم به چهره میزدند.
در حقیقت پرسونا شخصیت اجتماعی یا نمایشی هرکس است و شخصیت واقعی وخصوصی او زیر این ماسک قرار دارد. اگر تأثیر جامعه زیاد باشد استقلال شخص از بین می رود! این رمان دو جلدی است.
دانلود رمان ناژاهی برای کامپیوتر و اندروید
[caption id="attachment_1341" align="aligncenter" width="300"] دانلود رمان ناژاهی برای کامپیوتر و اندروید[/caption]
داستان کوتاه
خلاصه: کسی از من نپرسید که آیا حاضرم زن مردی باشم که نفرت و کینه جزئی از وجودش بود!
کسی نگفت که از او می ترسی یا نه!
کسی نپرسید که دوستش داری یا نه!
طناب دار از گردن برادرم باز شد تا من عروس خونبس باشم !
دانلود رمان فلش بک برای کامپیوتر و اندروید
[caption id="attachment_1240" align="aligncenter" width="300"] دانلود رمان فلش بک برای کامپیوتر و اندروید[/caption]
دانلود رمان
خلاصه: زندگی همیشه مهربان نیست. گاه آن روی بدجنسش را به رخ میکشد و تو دست و پایت را گم میکنی. چرا؟ چون حسابی به مهربانیاش اخت گرفتهای و طاقت رو ترش کردنهایش را نداری.
اما او چون مربیای دلسوز، مانده تا خودت زمین بخوری و بلند شوی. البته اگر واقعا بلند شوی... باید جنم نشان بدهی و من... نمیدانم چطور باید بلند شد از این زمین خوردن فجیح...
دانلود رمان بیقرارم کن برای کامپیوتر و اندروید
[caption id="attachment_1236" align="aligncenter" width="300"] دانلود رمان بیقرارم کن برای کامپیوتر و اندروید[/caption]
رمان برای apk
خلاصه: عشق تو میان جانم رخنه کرد و تمام خستگیها از روحم بِدر شدند. من با تو پرواز کردم و پریدن را تو یاد من دادی. حال بیقرارم کن با بازی مردمک چشمانت در رقص باران بهاری... و به من بگو میان آشوب ذلتی که به جانمان افتاده، کنار من خواهی بود...
دانلود رمان آنتیک برای کامپیوتر و اندروید
[caption id="attachment_1230" align="aligncenter" width="300"] دانلود رمان آنتیک برای کامپیوتر و اندروید[/caption]
رمان مذهبی
خلاصه: من همیشه حواسم پرت تو بود! تویی که در مشغلههای روزمرهات به چشم نمیآمدم و آرزوی وصال به تو، شده بود هدف تمام لباسها و رنگهای پوشیدنی من. تا کجا باید تاخت برای رسیدن به عشق...
دانلود رمان آرتیست برای کامپیوتر و اندروید
[caption id="attachment_1227" align="aligncenter" width="300"] دانلود رمان آرتیست برای کامپیوتر و اندروید[/caption]
رمان جدید
خلاصه: آذردخت، دختر کوچک آقاابراهیمِ صافکار، در رشتهی تئاتر تحصیل میکنه. ماجرا از جایی شروع میشه که آذر و مِهدی به عقد هم درمیان. زندگی پر فراز و نشیبی در دوران عقد دارن. مشکلاتی که با وجود دو خونوادهی سنتی براشون به وجود میاد و… اما موضوع به اینجا ختم نمیشه. بازیگر مطرح و معروف سینما، به نام یونا جــم، تک پسر امیرخسرو جــم، کارگردان موفق، برای یک دوره اجرای افتخاری تئاتر به دانشکدهای که آذردخت مشغول تحصیل هست میره و…..
دانلود رمان جان شهرزاد برای کامپیوتر و اندروید
[caption id="attachment_1224" align="aligncenter" width="300"] دانلود رمان جان شهرزاد برای کامپیوتر و اندروید[/caption]
دانلود رمان برای گوشی
خلاصه: داستان از جایی شروع شد که پدرم روانه بیمارستان شد! بله، شروع خوبی برای داستان من نبود. به قدری درگیر حرص از باعث و بانی این اتفاق بودم که به جنون رسیده بودم. اما این نمیتونست پایان قصهای باشه که با غم شروع شده بود. پس من ادامه دادم، تا پایان بهتری رقم بزنم... یک پایان دونفره.
دانلود رمان انیس دل برای کامپیوتر و اندروید
[caption id="attachment_1220" align="aligncenter" width="300"] دانلود رمان انیس دل برای کامپیوتر و اندروید[/caption]
دانلود رمان غمگین
خلاصه: من پا در راه دشواری نهادم. در راه مونس بودن برای مردی که عجیب بود و نبود، از خودم، وجودم و تمام هستیام خرجش کردم. من خواهان آنم... که انیس دل تو باشم!
دانلود رمان همچو مهتاب برای کامپیوتر و اندروید
[caption id="attachment_1213" align="aligncenter" width="300"] دانلود رمان همچو مهتاب برای کامپیوتر و اندروید[/caption]
رمان جنایی
خلاصه: جنازهای از سطل زبانه پیدا میشه که معلوم نیست متعلق به کیه! البته فکر میکنن اون کالبد، یه جنازست؛ تا اینکه…!
دانلود رمان قمارباز برای کامپیوتر و اندروید
[caption id="attachment_1210" align="aligncenter" width="300"] دانلود رمان قمارباز برای کامپیوتر و اندروید[/caption]
دانلود رمان تخیلی
خلاصه: داستان شیر تو شیر من هم به قدری درهم و برهم هست که نمیدونم اصلا از کجا شروع شد! شاید از همون روزی که دزدیده شدم و با کولی بازیهام، آقا دزده رو به خنده واداشتم. اینقدری بیخیال همه عالم بودم که الان، باورم نمیشه اینی که تو ازم ساختی، من باشم! من اینطور حساس و شکننده نبودم... اون هم در مقابل تو...