رمان عاشقانه افرا وی ای پی – دانلود رمان عاشقانه و طنر ایرانی
خرید رمان های عاشقانه بدون سانسور
پست های ویژه
مطالب محبوب

Download the story from his point of view

دانلود داستان از نگاه او

 

نام داستان: از نگاه او

نام نویسنده: شقایق بهرامی فرد(ماه تی تی)

ژانر:عاشقانه_تخیلی_معمایی

تعداد صفحه: 72

دانلود داستان از نگاه او از شقایق بهرامی فرد  pdf ،اندروید، لینک مستقیم رایگان

خلاصه:پیچیده است، زندگی همه اش پیچیده است…
حتی اگر آسانش بگیریم و حتی اگر راحت باشد باز هم پیچیده است، حتی آن کس که خود را مانند کفِ دست صاف و صادق می پندارد، لایه های عمیقی از پیچیدگی شخصیت در وجودش نهفته است حتی دیوانه ها هم پیچیده اند، به راستی درکش برای خودمان نیز سخت است.
اما او نمی‌دانست هرگز نمی‌دانست قرار است با چه رو به رو شود چون او همه چیز را ساده می‌پنداشت ولی هیچ چیز در زمین ساده نیست هیچ چیز و هیچکس…

پیشنهاد نودهشتیا:

دانلود داستان چیترا به صورت PDF از زهرا رمضانی

برشی از متن کتاب:
صدای کوبیده شدن عصای آقای بولین بر موزائیک‌های کف آشپزخانه پیت را از خوابِ شیرینی که از فرط خستگی بود بیدار کرد.

با چشم‌هایی که هنوز اثر خواب از روی آن‌ها نرفته بود به بولین نگاه کرد و گفت:

– سِ سلام آقا فِ فقط کمی خسته بودم خوابم…

همینکه خواست ادامه‌ی حرفش را بگوید بولین دستش را به معنای کافیه بالا برد و گفت:

– مشکلی نیست، فردا ساعت هشت صبح قرار است خانم‌های زیادی برای مصاحبه‌ی آشپزی به اینجا بیایند لطفا بیست صندلی از انبار بیاور آن‌ها را تمیز کن و به ردیف جلوی در اتاق من بگذار!

– چشم آقا.

بولین رفت، صندلی‌ها را در حیاط گذاشت و تمیز کرد و سپس آن ها را جلوی در اتاق رئیس گذاشت.

فردا وقتی که هوا هنوز گرگ و میش بود پیت از خواب بیدار شد آن ورد را خواند و به شکل اولیه ی خودش بازگشت،  جلوی آینه ایستاد و با دقت به خود نگاه می‌کرد، دلش برای خودش تنگ شده بود، دلش برای آدم فضایی بودنش تنگ شده بود ولی حیف که میان آدم‌ها نمی توانست خودش باشد.

در حالی که با ناامیدی نگاهش را از آینه می‌گرفت وِرد را خواند و دوباره به پیت تبدیل شد، لباس‌های خوابش را با یک دست لباس راحتی خانه عوض کرد و به حیاط رفت و کل آن را در طول نیم ساعت جارو زد و مرتب کرد و بعد به آشپزخانه رفت و میز صبحانه را برای رئیسش آماده کرد، دیگر کاری برای انجام دادن نداشت.

هوا داشت روشن تر میشد به کلبه‌ی کوچکش برگشت، لباس‌های رسمی‌اش را پوشید و دوباره به خانه‌ی بزرگ رییس برگشت.

به اتاقش که رسید در زد و از پشت در گفت:

– آقا،صبحانه حاضره شما بیدارید؟ چون ساعت هشت مهمان داریم.

– بیدارم، بله می‌دانم

  • اشتراک گذاری
مشخصات کتاب
  • نام کتاب
    از نگاه او
  • ژانر
    عاشقانه، تخیلی، معمایی
  • نویسنده
    شقایق بهرامی فرد
  • ویراستار
    M.M
  • طراح کاور
    Pegah11z
  • صفحات
    72
  • منبع تایپ
    انجمن نودهشتیا
لینک های دانلود
  • مدیرکل افرا
  • 3 بازدید
  • برچسب ها:
مطالب مرتبط
درباره سایت
توضیح کوتاه درباره سایت
کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " رمان عاشقانه افرا وی ای پی – دانلود رمان عاشقانه و طنر ایرانی " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!
طبق ماده 12 فصل سوم قانون جرائم رایانه ای کپی برداری از قالب و محتوا پیگرد قانونی خواهد داشت.