دانلود رمان آن نیمه دیگر از anital به صورت pdf, اندروید لینک مستقیم رایگان
خلاصه:
ترلان دختر یکی از قاضی های معروف تهرانه. برخلاف اون چیزی که توی خانواده ش رسمه اهل درس و مشق نیست و عشق رانندگی داره. در نتیجه ی پاپوشی که براش درست می کنن وارد یه باند می شه. اونجا ازش انتظار دارن کارهایی رو انجام بده که وجدانش قبول نمی کنه…
نفسم بالا نمی یاد. چی بگم به تو با این سلیقه ات؟رضا در حالی که میخندید گفت:تو اصرار داشتی که نزدیک مامان و بابات باشی.آوا ابرو بالا انداخت و گفت:من گفتم؟ تقصیر من ننداز!تو دلم گفتم:آره عمه ی من گفته بود! قضیه ی همون 206ست.رضا دستشو دور کمر آوا انداخت و با هم وارد خونه شدن. با خنده گفتم:رضا! خب یه سلام میکردی!رضا نگاه معنی داری بهم کرد و گفت:چشمم به خانومم افتاد همه چی یادم رفت… شرمنده! ولی ما با هم از این حرفا نداشتیم.دست دادیم و پشت سر اون دو نفر وارد خونه شدم. اولین بار بود که خونه ی رضا رو می دیدم… در واقع داشتم خونه ی بخت آوا رو بدون جهیزیهاش می دیدم. کف خونه پارکت بود. رنگ دیوارها یه کم تیره بود و می دونستم که آوا حتما خونه رو رنگ می کنه.