[caption id="attachment_2777" align="aligncenter" width="300"] دانلود رمان سخاوت ماندگار[/caption]
نام رمان: سخاوت ماندگار
نویسنده: فاطمه
ژانر: عاشقانه، تراژدی، اجتماعی
تعداد صفحه: ۳۴۸
دانلود رمان عاشقانه سخاوت ماندگار از فاطمه به صورت pdf، اندروید لینک مستقیم رایگان
خلاصه:
زمانی که برادری برای نجات جان هم خونخودش، بیمحابا همهی مخاطرات را به جان میخرد، مردی به ظاهر عاشق برای همآورد نشدن با مشکلات پیش رو و از بیم پذیرش مسئولیتی که در انتظارش است، برای رسیدن به آرامش در شرایطی سخت و دشوار بیملاحظه عمل نموده و تصمیم عجولانهای میگیرد. اما در جایی دیگر که فراز و فرود تپندهی خطوط میرفت تا مسیر مستقیم را در پیش بگیرد و آواز ...
[caption id="attachment_1337" align="aligncenter" width="300"] دانلود رمان پلیس های شیطون پسر های معروف[/caption]
نام رمان: پلیسهای شیطون پسرهای معروف
نام نویسنده: فاطی مقاره
ژانر: پلیسی، هیجانی، طنز
تعداد صفحه: ۱۲۸
دانلود رمان پلیسی پلیسهای شیطون پسرهای معروف از فاطی مقاره به صورت pdf، اندروید لینک مستقیم رایگان
خلاصه:
یه ماموریت خیلی مهم که باعث میشه چند تا پلیس شیطون، با پسرهای معروف آشنا بشن! سختی های زیادی در پی خواهند داشت. اما وجود عشق هر سختی را راحت میکند...
[caption id="attachment_1207" align="aligncenter" width="300"] دانلود رمان سکوت[/caption]
نام رمان: سکوت
نام نویسنده: حدیث رسولی
ژانر: عاشقانه، اجتماعی
تعداد صفحه: 66
دانلود رمان سکوت از حدیث رسولی به صورت pdf، اندروید لینک مستقیم رایگان
خلاصه:
رها دختری که پدرش مدت ها پیش اون ها رو ترک کرده تنها دختر مادری هست که در کما به سر میبرد و رها مجبور است با کارهای شبانه روزی خرج بیمارستان و دانشگاهش را درآورد که در این بین راز مرگ پدرش رو کشف میکند... سالهاست منتظر آمدن روزهای بهترم! ولی نمیدانم چرا هنوز هم دیروز ها بهترند...
[caption id="attachment_1137" align="aligncenter" width="300"] دانلود رمان سیرک سلاخی [/caption]
نام رمان: سیرک سلاخی
نام نویسنده: venus
ژانر: تراژدی،جنایی
تعداد صفحه: 76
دانلود رمان جنایی سیرک سلاخی از venus به صورت pdf، اندروید لینک مستقیم رایگان
خلاصه:
هیچ میدانی یک عمر زیر یک مشت تهمت زندگی کردن به چه معناست؟ یا اصلا فکر کردهای که یک انسان چگونه میتواند با یک مشت دروغ پوچ، بهترین و زیباترین سالهای زندگیاش را بگذراند؟ مسلم است که هیچ ندانی!
شاید این اتفاقات، دوزخی بیش نیست؛ سوختن در آتش شعلهور و زبانه کشِ وجودت، زجرآورترین اتفاق ممکن است و من مشتاقم همه با آتش گداختهی درونم همراه دلقک های سیرک تبدیل به خاکستر شوند ...
[caption id="attachment_1037" align="aligncenter" width="300"] دانلود رمان باغ آلبالو [/caption]
نام رمان: باغ آلبالو
نام نویسنده: هاله نژاد صاحبی
ژانر: عاشقانه
دانلود رمان باغ آلبالو از هاله نژاد صاحبیبه صورت pdf، اندروید لینک مستقیم رایگان
خلاصه:
همهچیز از یک اجبار آغاز میشود. از یک قرار بیست ساله. عهد نانوشتهای که سالها پیش بین دو برادر گذاشته شده، زندگی داراب و آذین را بهم گره میزند. اما... گرهای با طناب پوسیده!
[caption id="attachment_997" align="aligncenter" width="300"] دانلود رمان ساقی[/caption]
نام رمان: ساقی
نام نویسنده: زینب عامل
ژانر: عاشقانه
تعداد صفحه: ۲۲۲۸
دانلود رمان ساقی از زینب عامل به صورت pdf، اندروید لینک مستقیم رایگان
خلاصه:
ساقي يه دختر مظلوم كه بهخاطر كار و نيازي كه به كار داره، ميره توی شركت نامزد دوستش استخدام ميشه و آراز يک مرد وحشي خوي پولدار كه رييس ساقي ميشه و بعد از اينكه نامزدش توی روز عروسي فرار كرد، براي انتقام، سراغ ساقي ميره؛ چون فكر ميكنه از طرف نامزدش براي جاسوسي تو شركتش اومده. آراز با خودخواهي آبروي ساقي رو ميبره و جار ميزنه ساقي دنبالش افتاده! وقتي پدر ساقي اون ...
دانلود داستان مهلکه
نام داستان: مَهلکه
نویسنده گان: masooو masoomeh.E
ژانر:عاشقانه، تراژدی، جنایی
دانلود داستان مهلکه ازmasooوmasoomeh.E به صورت pdf، اندروید لینک مستقیم رایگان
خلاصه: مهلکه! منطقهای قرمز با شرایطی مخاطره آمیز که گام نهادن در آن، گامی به سوی مرگ است! منطقهای که حیات در آن به واسطهی مجوزِ جلادانِ آنجاست که یا میبخشند و یا میدرند! انتخاب خودشان بود، نبود؟ انتخابی که هرچند قرار به استقرار در آتشِ زوال نداشت! انتخابی که از اول با توافقی چند جانبه همراه شد و بعد آنها را به انحطاط دعوت کرد. این بوی مرگ از کدام سو به مشام میرسد؟ از مقصد یا میانهی راه؟
دانلود رمان عاشق یک روانی
دانلود رمان عاشق یک روانی
ژانر: عاشقانه
تعداد صفحات: 459
بخشی از رمان:
ایشی گفت که زیر لب بهش گفتم انقدر نگو ایش یدفعه دیدی شد جیش اون موقع من حال ندارم بدمت
دسته تپل ببرتت جیش
دیوونه شدم وای زده به سرم دارم چرت میکردم
یدونه محکم کوبیدم به سرم
خونه ی خاله بزرگم یه خونه ویالیی با حیاط بزرگ بود
وضعشون متوسط بود
توی حیاطش االچیق گزاشته بودند
منو تپل و اروشا روی االچیقا نشسته بودیم
نگین تازه اومد پیشمون که دید محلش نزاشتیم رفت
واال دختره از دماغه فیل افتاده
وای یعنی اینا تاصبح میخوان بیدار بمونن
محرم بود