رمان عاشقانه افرا وی ای پی – دانلود رمان عاشقانه و طنر ایرانی
خرید رمان های عاشقانه بدون سانسور
پست های ویژه
مطالب محبوب
4.5/5 - (2 امتیاز)
دانلود رمان آغوش خالی به قلم زهرا قلنده نودهشتیا

دانلود رمان آغوش خالی به قلم زهرا قلنده نودهشتیا

مشخصات رمان آغوش خالی:

  • اسم رمان: آغوش خالی
  • اسم نویسنده: زهرا قلنده
  • ژانر رمان: عاشقانه
  • فرمت رمان: PDF
  • تعداد صفحات رمان: 2823

معرفی رمان آغوش خالی

رمان آغوش خالی اثر زهرا قلنده داستانی عاشقانه و احساسی را در بر دارد که خواننده را با خود به دنیای عواطف و احساسات شخصیت‌های داستان می‌برد. داستان حول محور شخصیت‌هایی به نام‌های “البرز” و “مینو” می‌چرخد که در دنیای پر از چالش‌های زندگی شخصی و عاطفی، در تلاش هستند تا به درک و شناخت بهتری از یکدیگر برسند.
البرز در مواجهه با مشکلات عاطفی و خانوادگی، از محبت و حمایت مینو برخوردار است. در طول داستان، می‌توان تغییرات روحی و رشد شخصیت‌ها را مشاهده کرد که همگی بر اساس موقعیت‌های پیچیده و تصمیم‌های دشوار شکل می‌گیرند. این رمان نه تنها داستانی عاشقانه است، بلکه عمیقاً به روابط انسانی و چگونگی کنار آمدن با مشکلات زندگی پرداخته است.

رمان های مرتبط

  • دانلود رمان سرمست به قلم نگار رازقندی با لینک مستقیم
  • دانلود رمان شلیک آزاد به قلم فاطمه تاجیکی با لینک مستقیم
  • دانلود رمان مانکن نابودگر به قلم مریم بهاور با لینک مستقیم

خلاصه رمان آغوش خالی

رمان آغوش خالی داستان زندگی البرز و مینو است که در آن البرز پس از یک سری مشکلات و دردهای عاطفی، سعی دارد زندگی جدیدی را آغاز کند. در این میان، مینو به عنوان کسی که همراه و حامی او است، در کنار او قرار می‌گیرد. داستان با چالش‌ها و کشمکش‌های روحی آن‌ها آغاز می‌شود، اما به تدریج احساسات عمیق و روابط آن‌ها شکل می‌گیرد و آن‌ها یاد می‌گیرند که چطور از دل مشکلات عبور کنند. داستان در نهایت به یک مسیر رشد و تغییر شخصیت‌ها می‌رسد که با عشق و صداقت در کنار هم می‌سازند.


بخشی از داستان رمان آغوش خالی

البرز:: بعد از جمع کردن میز رفتم تو سالن و تی وی رو روشن کردم دنبال یه برنامه ی خوب بود که مینو بعد از نیم ساعت از اتاقش اومد بیرون.
چشماش قرمز بود اما لبخند رو لباش بود. اخمام رفت تو هم: گریه کردی؟
خودشو انداخت کنارم با مادرجون حرف زدم. خیلی سبک شدم.
دستامو دورش حلقه کردم: حق نداری چشماتو خیس کنی بچه… به هیچ دلیلی…
سرشو گذاشت رو شونم و چشماشو بست: چشم زندگی من.
خم شدم و موهاشو بوسیدم درد داری؟ سرشو به علامت منفی تکون داد نچ.. هیچی!
اگه درد داشتی بگو تا از اون مسکنایی که دکتر نوشته برات بهت بدم.
نگران نباش البرز…. همه ی این چیزا طبیعی‌ه ولی من هنوزم باورم نمیشه چیکار کردیم.
پشیمونی؟ عصبی نگاهم کرد: حتی یه ذره.
با خنده ابروهای در هم رفتشو نوازش کردم: چشاتو اینجوری می‌کنی نمی‌گی دلم برات ضعف میره؟
خندش گرفت: خوب بلدی حواسمو پرت کنیا؟
اخه نیس که خیلی هم حواس جمعی کوچولو… حالا مامانت نگفت کی میاد؟
نگاهش شیطون شد: زوده زود بخواد بیاد پس فرداعه خب دوس داری همین جا بمونیم یا بریم خونه ی خودمون؟
امممم… خب امشبو اینجا بمونیم اما فرداشبو میریم خونه خودمون پس فردا بازی داری البرز…. باز خوبه تهرانه.
بی‌طاقت خم شدم و بوسه‌ای رو پیشونیش کاشتم، چرا اینقد حواست به من هست؟
لبخند قشنگی رو لباش نشست: چون همه ی وجودمی من اگه حواسم به تو نباشه پس به کی باشه؟
خواستم جوابشو بدم که آیفون به صدا دراومد…


درخواست حذف رمان

اگر شما نویسنده رمان آغوش خالی هستید و از انتشار رمان در این سایت رضایت ندارید، می‌توانید از طریق درخواست حذف، رمان خود را از سایت نودهشتیا حذف کنید.

  • اشتراک گذاری
  • مدیرکل افرا
  • 1 بازدید
  • برچسب ها:
مطالب مرتبط
درباره سایت
توضیح کوتاه درباره سایت
کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " رمان عاشقانه افرا وی ای پی – دانلود رمان عاشقانه و طنر ایرانی " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!
طبق ماده 12 فصل سوم قانون جرائم رایانه ای کپی برداری از قالب و محتوا پیگرد قانونی خواهد داشت.