دانلود رمان پلیسی تیری در مسیر از سعیده نعیمی به صورت pdf،اندروید لینک مستقیم رایگان
خلاصه:
ترمه قصد دزدی حساب شده و برنامه ریزی شده ای از شخصی به نام مهرداد دارد. در این دزدی پرده از راز هایی برداشته می شود که خواندنیست، اسرار و اطلاعات سر به مهری که…
زیپ کاپشنمو باز کردم و مقنعمو داخلش زدم.
دوباره زیپو بالا کشیدم. نیم ساعتی می شد که با فاصله از مجتمع تجاری قدم رو می رفتم.
کم کم داشت حوصلم سر می رفت.
نکنه اشتباه اومده باشم؟ به موبایلم نگاه کردم ولی آدرس که همینه.
پسری از کنارم رد شد، وقتی فهمید اونجا دارم الکی قدم می زنم ،ایستاد و شروع کرد به صحبت کردن با من.
قیافه بدی نداشت بهش هم نمی اومد که اهل این حرف ها و برنامه ها باشه.
لحن حرف زدنش هم خبر از مسخره کردن می داد.
انگار اونم حوصلش سر رفته بود و می خواست سر به سر کسی بذاره.
اگه جوابش رو نمی دادم پی کارش می رفت، اما منم بدم نمی اومد یه کمی اذیتش کنم و سرم گرم بشه.
کولمو بلند کردم و به حالت تهدید، سمتش گرفتم…
:-برو گمشو تا نزدم قیافتو بی ریخت کنم.
لبخند کجی روی صورتش نشست…
:-دختر که نباید خشن باشه.
قبل از اینکه جوابی بدم دستی تو هوا تکون داد و رفت.
اشتباه کردم انگار وقت مناسبی براش نبود و عجله داشت.
کولمو پایین آوردم حیف شد که رفت. به دیوار تکیه زدم. ماشین کمری سفید رنگی از راه رسید…