رمان عاشقانه افرا وی ای پی – دانلود رمان عاشقانه و طنر ایرانی
خرید رمان های عاشقانه بدون سانسور
پست های ویژه
مطالب محبوب
3.9/5 - (9 امتیاز)
دانلود رمان رگ پنهان از عالیه جهان بین

دانلود رمان رگ پنهان از عالیه جهان بین

 رمان : #رگ_پنهان

نویسنده : #عالیه_جهان_بین

 ژانر : #عاشقانه

خلاصه :
الین به دور از حاشیه با دنیایی صورتی و دلپذیر که در شرف ازدواج با مرد مورد علاقه‌ش مهرداد هست! اما دقیقا تو شبی که لباس عروس پوشیده، مهرداد اون رو به چیزی متهم می‌کنه که الین گناهی نداره! یک خال که روی ممنوعه‌ی الین وجود داره و حتی خودِ الین از این موضوع خبر نداره اما… مهرداد اون رو از خونه بیرون می‌کنه و خیلی ناخواسته پاش به زندگی یه مرد باز میشه که عرب زبان هست و…

بخشی از دانلود رمان رگ پنهان:

باز با یه کلمه حرف کیش و ماتم کرد. جلو اومد و من با نهایت توانم تکون نخوردم فاصله ی بینمون حالا اونقدر كم بود که نمیتونستم صاف و مستقیم نگاش کنم پس رو گرفتم و به سمت چپ زل زدم.کی هستی؟! اصرار داشت از واژه ی زن استفاده کنم؟ محال بود… یه مهمون که…. مهمونی که زیاده از حد بمونه دیگه مهمون به حساب نمیاد، بعدشم مگه نگران پا و دست و کمر و شخصیت بهجت نیستی؟! نصف کارایی که بهجت میکنه تا وقتی اینجا مهمونی گردن توئه تو… تو حق نداری عقده هات رو اینجوری خالی کنی حق نداری حالا که مجبور شدیم…. پوزخند زد. منو مجبور کردی تحملت کنم پس قبل از اینکه بخاطر خشمی که ازت دارم دست به کار اشتباهی بزنم…

خودت تنبیه خودت رو انتخاب کن خدمتکار شخصیم میشی و هر چی گفتم میگی چشم یا ترجیح میدی هرجور خودم صلاح بدونم حرصم رو خالی کنم؟! می دونستم شوخی نداشت و احتمالا توان انجام بدترین کارها رو داشت و من بین دو گزینه ای که یک سمتش مبهم بود، چاره ای جز قبول حرفش نداشتم. نمیخوام مجبورت کنم کاری برخلاف میلت انجام بدی تو توی این خونه نهایتا بتونی دو تا نقش داشته باشی؛ یا خدمتکارم یا….  با بلند کردن سرم، چشم های اشک آلودم رو دید باز پوزخند زد.

من هیچ تلاشی برای فرار کردن از زیر دستش نشون نمیدادم چون دیگه نا نداشتم. یا زنم… ولی فکر کنم تو هم به اندازه ی من دلت نمیخواد به گزینه ی دوم فکر کنی پس…قبوله! هنوز اون لبخند کذایی گوشه ی لبش بود و حالا و تو این فاصله ی کم میتونستم تصویر خودم رو از قرنیه های سیاهش ببینم.اون فرورفتگی حین لبخند زدنش که گونه هاش رو به رخ میکشید…اون چند تار مو که با آشفتگی خاصی روی پیشونیش ریخته بود و عطرش… چیو قبول میکنی؟! خدمتکار بودن یا….

  • اشتراک گذاری
لینک های دانلود
  • مدیرکل افرا
  • 1 بازدید
  • برچسب ها:
مطالب مرتبط
درباره سایت
توضیح کوتاه درباره سایت
کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " رمان عاشقانه افرا وی ای پی – دانلود رمان عاشقانه و طنر ایرانی " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!
طبق ماده 12 فصل سوم قانون جرائم رایانه ای کپی برداری از قالب و محتوا پیگرد قانونی خواهد داشت.