رمان عاشقانه افرا وی ای پی – دانلود رمان عاشقانه و طنر ایرانی
خرید رمان های عاشقانه بدون سانسور
پست های ویژه
مطالب محبوب
3/5 - (5 امتیاز)

دانلود رمان بی‌قرارم کن برای کامپیوتر و اندروید

دانلود رمان بی‌قرارم کن برای کامپیوتر و اندروید

دانلود رمان بی‌قرارم کن برای کامپیوتر و اندروید

رمان برای apk

خلاصه: عشق تو میان جانم رخنه کرد و تمام خستگی‌ها از روحم بِدر شدند. من با تو پرواز کردم و پریدن را تو یاد من دادی. حال بی‌قرارم کن با بازی مردمک چشمانت در رقص باران بهاری… و به من بگو میان آشوب ذلتی که به جانمان افتاده، کنار من خواهی بود…

پیشنهاد ما
عقب‌ماندگان (شکست مرزها) | منیع کاربر انجمن نودهشتیا
نظریه ی مارشمالو | مهتاب کاربر انجمن نودهشتیا

برشی از رمان

با شنیدن صدای پشت سرش استکان توی دستش را روی کانتر گذاشت و به عقب برگشت.
با دیدن شاهین که سعی داشت به زحمت خود را با آن پای گچ گرفته وارد آشپزخانه کند ابروهایش درهم رفت و گفت:
-مامان جان واسه چی پا شدی راه افتادی تو آخه ؟ من صبحونه ت رو می آوردم اتاقت..
شاهین که تکیه اش را به چوب های توی دستش داده بود کلافه غرید :
-نه حوصله ام سر رفته. شایان رفت؟

شایلی که حالا خود را به او رسانده بود و داشت کمکش می کرد تا وارد آشپزخانه شده و پشت میز بنشیند جواب داد:
-آره مادر … مگه نگفت امروز سرش شلوغه و مصاحبه دارن.
شاهین پوفی کرد و روی صندلی نشست.
دو چوب زیر بغلش را کناری گذاشت و پای گچ گرفته تا زانویش را دراز کرد:
-مثلا منم باید امروز اون جا می بودم. نامرد منو با خودش نبرد.

شایلی که میز صبحانه را دوباره از نو می چید گفت:
-شایانو که می شناسی. وقتی می گه استراحت کن یعنی استراحت کن. از دخالت تو کارشم خوشش نمیاد.
شاهین ابرو درهم کشید و با لحنی جدی گفت:

-من که می دونم واسه چی منو نبرد. می خواستم کمکش باشم. من که می دونم ترسید جلوی اون انتخابای خوشگلش رو بگیرم.

شایلی خنده اش گرفته بود اما سعی کرد خودش را کنترل کند. پسرهایش کپی برابر اصل پدرشان بودند. حالا او دیگر سه دامون داشت … شایان یک دامون جدی و محکم بود و شاهین یک دامون شوخ و پر از شیطنت.
-نیمرو برات بزنم مادر؟
شاهین سری به نشانه نه تکان داد:
-مامان داری منو می پیچونی …
شایلی این بار نتوانست نخندد :
-شاهین مامان جان، من کی شما رو پیچوندم ؟
لحنش بالاخره اخم های شاهین رو باز کرد و او را در فاز همیشگی شیطنتش فرو برد:

-یعنی رسما بیچاره شدیم … نه که شایانم آخر سلیقه ست .. معلوم نیست کی رو انتخاب کنه بذاره ور دلش … باز من اون جا بودم یه کم کمکش می کردم …
چشمان شایلی گرد شد:
-یعنی چی ؟ عزیزم اون جا محله کاره … شایانم اون قدر عاقل هست که…

شاهین میان کلامش پرید:
-آره مامان جان از انتخاب منشی دفتر معلومه …این که نه عرضه داره سر کلاس یه کیس خوشگل پیدا کنه نه سر کارش.

پیشنهاد نودهشتیا
دانلود رمان سیرک سلاخی نودهشتیا
دانلود رمان در جوار تو نودهشتیا

  • اشتراک گذاری
مشخصات کتاب
  • نام کتاب
    بی‌قرارم کن
  • ژانر
    عاشقانه
  • نویسنده
    شهلا خودی‌زاده
  • مدیرکل افرا
  • 0 بازدید
  • برچسب ها:
مطالب مرتبط
درباره سایت
توضیح کوتاه درباره سایت
کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " رمان عاشقانه افرا وی ای پی – دانلود رمان عاشقانه و طنر ایرانی " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!
طبق ماده 12 فصل سوم قانون جرائم رایانه ای کپی برداری از قالب و محتوا پیگرد قانونی خواهد داشت.