خلاصه کتاب:
انسان بودن چیست؟ نفس کشیدن میان دیار تنگیِ نفس چه سودی دارد؟
دخترکی که میان گودال اجبار غرق شده و سودای آزادی در سرش میپروراند، چگونه قدم کج نکند و مسیر را طبق راستیِ اجبارهایش گز کند؟
آفتابی که تنها طلوعش بارش و غروبش اشک است، دستش را به دامان کدام احد بیاندازد که از سیاهی چشمانی کور، نجاتش دهد.
دخترکی که غروب میکند و باز هم تن به اجبار میدهد، سر گشته در پس جبر و دار زندگی دست به کارهایی میزند که…
دانلود رمان مرد بد نوشته سیما نبیان از نودهشتیا
💚رمان: #مرد_بد 🍀ژانر: #عاشقانه #اجباری🍀نویسنده: #سیما_نبیان 💚خلاصه:دختر پرستار گیر مرد خلافکار میفته و مجبوره اونو از بیمارستان بیرون ببره اما مرده بیخیالش نمیشه و اونو همراه خودش به قرارگاهشون میبره.
دانلود رمان مرد بد نوشته سیما نبیان از نودهشتیا
دانلود رمان بهادر نوشته مریم مویدی از نودهشتیا
💚رمان #بهادر🍀نویسنده : #مریم_مویدی🍀ژانر : #عاشقانه #اجتماعی #کلکلی💚خلاصه :در مورد یه مرد جوون خودساخته هست که به عشق و عاشقی اعتقادی نداشته تا اینکه اونم یه روز عاشق میشه اون هم عشق در نگاه اول.. بهادر اون دخترو از پدرش خواستگاری میکنه و قول و قرار عقد هم گذاشته میشه اما چند روز مونده به عقد میفهمه که اون دختر…
دانلود رمان بهادر نوشته مریم مویدی از نودهشتیا
عنوان رمان سلبریتی
نویسنده گیسو خزان
ژانر عاشقانه
خلاصه:
رمان بسیار خوبی که هم اکنون می خوانید داستان بازیگر مغرور و عیاشی به نام دامون پیران است که دختر بی پناهی را نجات میدهد و او را به خانه اش میبرد و از او می خواهد در ازای جای خواب محرم او شود ولی نمی داند آندختر تازه از زندان آزاد شده و با نقشه پا به زندگیش گذاشته تا دامون را عاشق خودش کند و بعد از جلب اعتمادش …
عنوان رمان ارباب زاده
ملیت ایرانی
ژانر عاشقانه، هیجانی
زبان فارسی
تعداد صفحه ۶۷۸ صفحه
خلاصه رمان:
ارباب زاده جوون و خوش قیافه داستان ما با رعیت خوشگل عمارتش به زور وارد رابطه میشه و اگه مردم روستا اینو بفهمن رعیت بیچاره رو سنگسار میکنن ولی ارباب زاده…
[caption id="attachment_3474" align="aligncenter" width="300"] دانلود رمان گرگم به هوا با فرمت PDF[/caption]
نام رمان: گرگم به هوا
نویسنده: مریم روح پرور
ژانر رمان: عاشقانه
خلاصه رمان:
همه چیز از سفر تفریحی شروع شد
سفری که با گم شدن وکیل پایه یک دادگستری
غزل شکیبا در جزیره کیش همه را به وحشت انداخت
با خراب شدن قایق وسط دریا همه چیز بهم ریخت
۱۲ روز دوری و بی خبری
۱۲ روز تنهایی با مرد قایق ران در جزیره ای کوچک و پرت وسط دریا…
[caption id="attachment_3466" align="aligncenter" width="300"] دانلود رمان بد خوب بصورت pdf[/caption]
عنوان رمان بد خوب
نویسنده شقایق لامعی
ژانر عاشقانه
تعداد صفحه 1547
ملیت ایرانی
آذین، مهندس پزشکی شاغل در شرکت مدیکاب است، این شرکت تصمیم می گیرد جهت ورشکستگی آذین را به عنوان جاسوس، راهی شرکتی کند که تمام امتیازات کاری را گرفته، آذین با نام نگار ادیب فر وارد شکرت پژوهان می شود و …
[caption id="attachment_3461" align="aligncenter" width="300"] دانلود رمان میوه ممنوعه بصورت pdf[/caption]
عنوان رمان میوه ممنوعه
ملیت ایرانی
ژانر عاشقانه
زبان فارسی
تعداد صفحه ۱۰۶۴ صفحه
باران و مادرش مستخدم خانه ی آقا بزرگ هستند و کیا نوه ی آقا بزرگ، بنا به شرایطی و بر اساس مصلحت آقا بزرگ، کیا و باران مجبورند با هم زندگی کنند و چون باران دختر مذهبی و مقیدی هست، مابینشان صیغه محرمیت خوانده می شود و آقا بزرگ شرط میگذاره که اگه کیا دست از پا خطا کند و اتفاقی برای باران بیافتد، بخش زیادی از دارایی هایش را به نام باران میکند، باران برای کیا میوه ی ممنوعه اس و ...
[caption id="attachment_3454" align="aligncenter" width="300"] دانلود رمان شرعی ولی غیر قانونی با فرمت PDF نودهشتیا[/caption]
رمان: شرعی ولی غیر قانونی
نویسنده: سمیه.ف.ح
ژانر: اجتماعی، عاشقانه
خلاصه رمان:
زنانی هستن که شرعین.
زنانی هستن که واقعاً مادرن.
مادر بچه هایی حلال . شرعی بدون هیچ شک و شبهه ای .
زنانی با عقد نکاح دائم.
اما …
آیا همه ی زنها قانونین؟
اگه زن کسی شدی ، عقدی و شرعی ولی تیزی زیر گلوت گرفتن،
که تو این طایفه اسم هیچ مردی نباید بره تو شناسنامه ی هیچ زنی ، چیکار می کنی ؟
چطور می خوای ثابت کنی ازدواج کردی ؟ چطور می خوای ثابت کنی مادر شدی ؟ چطور می خوای جدا بشی وقتی هیچ جایی حق ...
[caption id="attachment_3451" align="aligncenter" width="300"] دانلود رمان میکائیل به صورت PDF نودهشتیا[/caption]
رمان میکائیل از نویسنده پرستو اسحقی با لینک مستقیم
دانلود رمان میکائیل از پرستو اسحقی
ژانر رمان: عاشقانه
تعداد صفحات: ۱۲۰۸
خلاصه رمان:
با قدم هایی لرزان و خسته؛ تلوتلو خوران از پله ها بالا رفت و دستگیره را پایین کشید و داخل شد. او زنی که روی تخت با لباس خوابی که بود و نبودش هیچ فرقی نداشت را می پرستید. با تیرکشیدن شقیقهاش، انگشتانش را به پیشانیاش فشرد و قدم به قدم نزدیک تخت شد. لباس کاریاش را از تنش درآورد و چهار دست و پا روی تخت خزید. موهای کوتاه همسرش را ...