دانلود رمان پری زاده برای کامپیوتر و اندروید
[caption id="attachment_1257" align="aligncenter" width="300"] دانلود رمان پری زاده برای کامپیوتر و اندروید[/caption]
دانلود رمان عاشقانه
خلاصه: مازر جنی که بعد از سالها تعقیب پریزاد، عاشقش میشه.
وقتی پریزاد با یک مرد دیگه نامزد میکنه. مازر اونو میکشه و در بدنش نفوذ میکنه تا خودش بتونه با دخترک ازدواج کنه.
دانلود رمان خون برای نفس برای کامپیوتر و اندروید
[caption id="attachment_1047" align="aligncenter" width="300"] دانلود رمان خون برای نفس برای کامپیوتر و اندروید[/caption]
دانلود رمان ترسناک
خلاصه: دلربا عاشق فردی که انسانیتش با خوی حیوانی و درنده آمیخته شده میشود. خون آشامی که به عنوان جفت برای او انتخاب شده، فردی است که سالهای سال است که انسان بودن و انسانیت را از یاد برده و تنها موضوع در زندگی او خون است.
دانلود رمان عاشق یک روانی
دانلود رمان عاشق یک روانی
ژانر: عاشقانه
تعداد صفحات: 459
بخشی از رمان:
ایشی گفت که زیر لب بهش گفتم انقدر نگو ایش یدفعه دیدی شد جیش اون موقع من حال ندارم بدمت
دسته تپل ببرتت جیش
دیوونه شدم وای زده به سرم دارم چرت میکردم
یدونه محکم کوبیدم به سرم
خونه ی خاله بزرگم یه خونه ویالیی با حیاط بزرگ بود
وضعشون متوسط بود
توی حیاطش االچیق گزاشته بودند
منو تپل و اروشا روی االچیقا نشسته بودیم
نگین تازه اومد پیشمون که دید محلش نزاشتیم رفت
واال دختره از دماغه فیل افتاده
وای یعنی اینا تاصبح میخوان بیدار بمونن
محرم بود
دانلود رمان سرنوشت من برای اندروید
[caption id="attachment_534" align="aligncenter" width="300"] دانلود رمان سرنوشت من برای اندروید[/caption]
این از روی علاقست . چه خوب که براشون مهم بودم . عمو هم منا به آغوش گرفت .چشم هام دوباره پراز اشک شده بود . بعداز احوالپرسی با بچه های عمو و عمه ، دوباره سرجای قبلیم نشستم. پسر چندماهه میترا توی بغلش بود . فرزند چه واژه قشنگی . چیزی که هیچ وقت حسش نکردم .حالت تهوع بهم دست داده بود و... .
دانلود رمان دسیسه برای اندروید
[caption id="attachment_527" align="aligncenter" width="300"] دانلود رمان دسیسه برای اندروید[/caption]
از دفتر خونه امدیم بیرون چشمام قرمز شده بود و نور افتاب اذیتشون می کرد عینکی افتابیمو زدم وبه طرف ماشین بهروز راه افتادیم قدماش رو باهم هماهنگ کرد با یه حرکت اروم دستم رو تو دستاش جا داد نتونستم کاری کنم تا دم در ماشین هر دو ساکت بودیم درو برام باز کرد ونشستم-خوب کجا بریم-نمیدونم-امروز شما ریسی البته...