[caption id="attachment_1999" align="aligncenter" width="300"] دانلود رمان گرگ زاده[/caption]
دانلود رمان گرگ زاده برای کامپیوتر و اندروید
با لینک مستقیم برای اندروید و کامپیوتر و PDF
نويسنده: :Elnaz Dadkhah
تعداد صفحات: صفحه338
دانلود رمان گرگ زاده
دانلود رمان گرگ زاده ازElnaz Dadkhah pdf ، اندروید، لینک مستقیم رایگان
رمان تخیلی
خلاصه: پسری سخت و مغرور از نژاد گرگینه، اما نه هر گرگینه ای گرگینه ای خاص و بی همتا...
دانلود رمان ارباب زمان برای کامپیوتر و اندروید
[caption id="attachment_1782" align="aligncenter" width="300"] دانلود رمان ارباب زمان برای کامپیوتر و اندروید[/caption]
رمان تخیلی
با لینک مستقیم برای اندروید و کامپیوتر و PDF
نويسنده: : مهدیه ضیا
رمان ارباب زمان
دانلود رمان ارباب زمان از مهدیه ضیا pdf ، اندروید، لینک مستقیم رایگان
سایت نودهشتیا در این پست خلاصه: دختری که با سادگیهایش تبدیل به معشوقهی ارباب میشود و این دو عشقی واقعی را تشکیل میدهند.
دانلود رمان حجاب چشم هایم برای کامپیوتر و اندروید
[caption id="attachment_1690" align="aligncenter" width="300"] دانلود رمان حجاب چشم هایم برای کامپیوتر و اندروید[/caption]
با لینک مستقیم برای اندروید و کامپیوتر و PDF
ژانر:رمان اجتماعی
نویسنده:اسماعیل شیرازی
دانلود رمان حجاب چشم هایم از اسماعیل شیرازی
pdf ، اندروید، لینک مستقیم رایگان
خلاصه: حین اتفاقات روزمره زوج داستان رمان به علت
بمبگذاری دچار حادثه شده و فوت میکنند و در ادامه داستان در ارتباط به وقایع بعد از بمب گذاری و جریان های دیگر می باشد که با روح زوج مربوطه ادامه پیدا میکند. در رمان سعی شده تا با استفاده از لهجه تقریباً شیرازی کمی با طعم طنزگونه ...
دانلود رمان استیج دایو برای کامپیوتر و اندروید
[caption id="attachment_1350" align="aligncenter" width="300"] دانلود رمان استیج دایو برای کامپیوتر و اندروید[/caption]
رمان مذهبی
خلاصه:لیک" کتاب اول از مجموعه چهار جلدی "استیج دایو"ئه که اسم گروه راک آمریکاییه و هر جلد، داستان یکی از شخصیت های گروهه.
لغت "لیک" معانی متفاوتی داره که با توجه به استفاده مکررش تو متن کتاب دوتا از معنی هاش مورد توجه نویسنده بوده.
معنی اول لیسیدن و دومی قطعه ای که فی البداهه نواخته بشهست.
دانلود رمان عاشق یک روانی
دانلود رمان عاشق یک روانی
ژانر: عاشقانه
تعداد صفحات: 459
بخشی از رمان:
ایشی گفت که زیر لب بهش گفتم انقدر نگو ایش یدفعه دیدی شد جیش اون موقع من حال ندارم بدمت
دسته تپل ببرتت جیش
دیوونه شدم وای زده به سرم دارم چرت میکردم
یدونه محکم کوبیدم به سرم
خونه ی خاله بزرگم یه خونه ویالیی با حیاط بزرگ بود
وضعشون متوسط بود
توی حیاطش االچیق گزاشته بودند
منو تپل و اروشا روی االچیقا نشسته بودیم
نگین تازه اومد پیشمون که دید محلش نزاشتیم رفت
واال دختره از دماغه فیل افتاده
وای یعنی اینا تاصبح میخوان بیدار بمونن
محرم بود