
دانلود رمان ناخواسته هایی به رنگ اجبار
نام رمان: ناخواسته هایی به رنگ اجبار
نویسنده: آرزو توکلی
ژانر: تراژدی، عاشقانه
تعداد صفحات: 275
دانلود رمان تراژدی ناخواستههایی به رنگ اجبار از آرزو توکلی به صورت pdf، اندروید لینک مستقیم رایگان
خلاصه:
ساره دختریه از تبار تمام دختران جامعه مون، دختری که با تمام وجود عشقش رو میپرستید، ساره دختری عاشق و آرژین مردی با عشقی ممنوعه، مردی که نخواست عاشقانههای عشقش و برادرش را نابود کنه ولی مجبور شد…دختری که با تمام معصومیت محکوم شد به و ازدواج با مردی که برایش برادر بود… زندگی دو عاشق گره خورد به هم… یکی عاشق او و او عاشق دیگری…
گاهی اوقات دلت یه چیزی میگه عقلت یه چیز دیگه! امّا حرف عقل و قلبت اونقدرها مهم نیست چون روزگاه به ساز تو نمیرقصه. این تویی که باید رق*ص*ت رو همراه با ملودی زندگیت تنظیم کنی تا موفق بشی! حالا این وسطها ممکنه برای توی آهنگی نواخته بشه ناخواسته، مجبوری برقصی ناخواسته، مجبوری لبخند بزنی ناخواسته و حالا این تویی که اَسیر شدی بین این ناخواستههایی به رنگِ اجبار!
پیشنهاد ما:
بخشی از داستان: آوین شمع رو فوت کرد و همه دست زدند. کادوها رو باز کرد. از جام بلند شدم و به سمتش رفتم. صدای پاشنهی کفشم و اقتدار راه رفتنم باعث شد نگاهها به سمتم برگرده و همه ساکت بشن. این همون چیزی بود که من سالها دنبالش بودم. جعبه
کادو دیزاین شده رو به سمتش گرفتم:
-تولدت مبارک آوین جان.
با لبخند از جاش بلند شد و پر محبت بغلم کرد:
-خیلی ممنونم ساره جان.
یکی از پسرها با خنده گفت:
-آوین این خانوم رو معرفی نمیکنی؟
همون لحظه صدای دایان اومد که با غرور گفت:
-ایشون ساره جان همسر آرژین هست.
همه متعجب شدند که اینبار یکی از دخترها پرسید:
-مگه آرژین ازدواج کرده؟
دایان خونسرد جواب داد:
– بخاطر یه اتفاقی سریع عقد کردند ولی به زودی جشن بزرگی میگیریم!
دندانهام رو با خشم روی هم فشردم
َسر جام نشستم. به چه جراتی بی اجازهی من
تصمیم گرفت؟ بدبختم کرده بودند حاال جشن هم میخواستند بگیرند؟