نام رمان: فیلتر قرمز
نویسنده:v.rahimi1
ژانر: اجتماعی تعداد صفحات :716
دانلود رمان اجتماعی فیلتر قرمز از v.rahimi1 به صورت pdf، اندروید لینک مستقیم رایگان
بخشی از رمان:قبلا دیدمش ولی بیخیال شدم. نشستم رو تک مبل کنار شومینه. خیلی داغون بودم. بابا ده روزه رفته. مامان داغونه. خانواده امون پاشیده. ویدا هم میخواد بره خارج و الان که فهمیدم فراموشی گرفته. تازه همه چیز بدتر شد.
کاش کمکش نمیکردم هیچ وقت به بهانه مردن از همه دور بشه. کاش بخاطر من هیچ وقت اون اتفاق واسش نمی افتاد. ویدا خیلی فداکارای در حق همه کرد وهیچ کس ندید سرم رو بین دستام گرفتم و واسه بدبختیام زجه زدم.
هیچ مهم نبود واسم که میبینن کی هستم وچی سرم اومده. این مهم بود که من دیگه خواهر کوچولوم رو ندارمش. تکیه گاهم، تنها امیدم رو هم از دست دادم. کاش اینقدر دیر نمیکردم واسه دیدنش. کاش همون پونزده روز پیش که بابا گفت دلم واسه ویدا تنگ شده همه چیو میگفتم و همراهش میومدیم.
میاوردیمش خونه تا خوب بشه. کاش بابا از غم ویدا دق نمیکرد و کاش… سرم رو اوردم بالا. خواهر کوچولوم روبرو ایستاده بود. با بی تفاوتی کامل از کنارم رد شد و نشست پای تلوزیون و روشنش کرد و شروع کرد به برنامه کودک دیدن. نشستم کنارش. کنترل دستش بود و انگار استرس داشت. مدام پاهاش رو تکون میداد. اروم گفتم: -سلام. یکدفعه با کنترل زد تو صورتمو داد زد:
-ساکت برنامه کودک میبینم.
و دستاش هیستریک لرزید وبا گریه گفت: -مگه نمیفهمی برنامه کودک میبینم؟ یکدفعه نگاهش خیره رو صورتم موند. با گریه سرم رو پایین انداختم که یکدفعه جیغ زد: -خون میاد ، خـ..ون ، خــــــــ….و..ن میاد وشروع کرد به خود زنی کردن!