رمان عاشقانه افرا وی ای پی – دانلود رمان عاشقانه و طنر ایرانی
خرید رمان های عاشقانه بدون سانسور
پست های ویژه
مطالب محبوب
4.6/5 - (18 امتیاز)

Silence

دانلود رمان هیاهوی خاموش

 

نام رمان: هیاهوی خاموش

نویسنده: نگین یزدانی

ژانر: عاشقانه،طنز

دانلود رمان عاشقانه هیاهوی خاموش از نگین یزدانی pdf, اندروید لینک مستقیم رایگان

خلاصه: پسر عمو و دخترعمويي که برخالف ميل باطني شان تن به ازدواج اجباري ميدهند؛ پدر بزرگ آنها معروف به آقا بزرگ معين کرده که اگر بر خلاف ميل او اين ازدواج سر نگيرد، تمامي دارايي پدران آنها را خواهد گرفت واز رسيدن به ارث محروم خواهند شد.

دو قطب مخالف! واما پسري که بر خالف ميل پدرش شغلي را انتخاب کرده که چندين سال است، کسي ازآن مطلع نيست، درحال حاضر در کانادا به سر مي‌برد؛ اما به خواسته‌ي آقابزرگ به ايران برميگردد؛ در اين بين دخترکي که بي هياهو وارد زندگياش ميشود، با سرکشي هايش، پرده از اين راز بزرگ برميدارد.

پیشنهاد ما:

رمان حتی اگر نباشی، دانلود رایگان pdf با لینک مستقیم

برشی از متن کتاب:
با آبشاري که تبديل به پوئن مثب شد، جيغي کشيدم و مثل اين ميمونها بالا پايين ميپريدم.
آره خودش! سه ست برد به نفع ايران. ايول موسوي دمت گرم گل کاشتي پسر.
اميربا لودگي گفت:
– نه توروخدا ميخوايي با دو متر و خوردهايي قد نتونه يه آبشار خفن بزنه؟
با اينکه مخاطبش من نبودم، عصبي شدم.
– تا چشمات درآد.
– حالا انگاري با تو بودم اينطوري بهت برخورد.
محمد موسوي از واليباليست‌هاي محبوبم بود، امير هم ازقصد دلش ميخواست اعصابم رو انگولک کنه.
– در اون گاراژت و ببند، پاشو از جلو چشمام دور شو!
خندهي شيطاني کرد وبلند شد.
معمولا وقتي اينطوري ميخنديد؛ چيزخوبي درانتظارم نبود. دوست داشتم ببينم ميخواد چيکار کنه. از طرفي حواسم رو داده بودم به گزارش پاياني مسابقات. عاشق اين تيکه‌ها بودم.
عميقا تو بحر گزارش بودم که يهو تلوزيون خاموش شد.
مثل اين کسايي که نميبينن و دنبال عينک ميگردن دنبال کنترل بودم.
مامان: دنبال اين ميگردي؟
به کنترل توي دستش اشاره کرد.
مثل مرغي که سرش و کندن داشتم بال- بال ميزدم.
– مامان جان اون تلوزيون رو روشن کن! گزارش‌ها و آناليزها رو دارن توضيح ميدن.
ديدم نه مامان ريلکس داره گوش ميده و انگارنه انگار که من دارم جلز ولز ميکنم.
يهو دستش روبه کمرش زد وبا خشمي کنترل شده گفت:
– الان به جاي اينکه بلند بشي و به من کمک کني نشستي داري واليبال ميبيني؟ حاال که خيالت راحت شد بردن. اين گزارشها رو نبيني، نميميري که.
حالا اين وسط چي قراره به تو برسه که انقدر خوشحالي؟
نفس عميقي کشيدم. اين پسرعموي نيومده‌ي ما چقدر طرفدار داشت
که خودش خبر نداشت.
بحث بي‌فايده بود، ناچارا چيزي نگفتم وبدون فاکتور گرفتن از پوزخندهاي امير رفتم تو آشپزخونه.

  • اشتراک گذاری
مشخصات کتاب
  • نام کتاب
    هیاهوی خاموش
  • ژانر
    طنز، عاشقانه
  • نویسنده
    نگین یزدانی
  • طراح کاور
    Pegah11z
  • صفحات
    254
  • منبع تایپ
    انجمن نودهشتیا
لینک های دانلود
  • مدیرکل افرا
  • 0 بازدید
  • برچسب ها:
مطالب مرتبط
درباره سایت
توضیح کوتاه درباره سایت
کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " رمان عاشقانه افرا وی ای پی – دانلود رمان عاشقانه و طنر ایرانی " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!
طبق ماده 12 فصل سوم قانون جرائم رایانه ای کپی برداری از قالب و محتوا پیگرد قانونی خواهد داشت.