دانلود رمان خدمتکار ارباب برای کامپیوتر و اندروید

دانلود رمان خدمتکار ارباب برای کامپیوتر و اندروید
خلاصه: یاسمن دختری که برای گذراندن زندگی در خونه کیارش کار میکنه و کم کم متوجه علاقه اون نسبت به خودش میشه و…
پیشنهاد ما
برشی از متن رمان
کفِ دستم و روی میز گذاشتم.
-نمیفهمم منظورتونو.
پوزخندی زد، جلوتر اومد.
-بگم یاخودت میگی کیارش جان؟
حرفهاش یه جوری بود.
حس خوبی بهش نداشتم. چرا یهو اینجوری شد؟
صدای بم و هشدار گونهی کیارش بلند شد.
-ساکت شو کامران!
کامران قهقهای زد.
-چرا نمیگی؟ خودتم خجالت میکشی؟
لبم و روی هم فشردم. سرم رو به سمت کیارش برگردوندم، اخم هاش درهم بود و بر حرص خیرهی کامران بود.
-دهنتو ببند کامران، دخالت نکن.
کامران روی پاشنه ی پا چرخوند.
-یاس… اگه خواستی بفهمی داداش ما چیکاره س بیا پیشم!
حرفش رو زد و رفت.
باز به طرف کیارش برگشتم، قصد داشتن چیکار کنن؟ میخواستن منِ بدبختو اسکول کنن؟
نفس عمیقی کشیدم.
-کیارش؟
تکه ای خیار تو دهنش گذاشت.
-هوم؟
موهام رو کنار زدم.
-منظور کامران چی بود؟ بهم بگو!
به صندلی تکیه داد.
-بهت که گفتم، باز بگم؟ دوبله؟
حرصی از جام بلند شدم.
چیزی رو ازم مخفی میکرد ولی چی بود خدا داند، این ریلکس بودنش حرصیم میکرد.
نیمخیز شدم.
-نمیگی؟
پیشنهاد نودهشتیا