دانلود رمان زمردم برای کامپیوتر و اندروید

دانلود رمان زمردم برای کامپیوتر و اندروید
خلاصه: مرصاد شوهر زمرد درست دو روز قبل از تولد پسرش مرتکب قتل میشه و زمرد که همه حتی خانوادش اون رو فراموش کردن مجبور میشه به پسر خالش زنگ بزنه…
پیشنهاد ما
برشی از متن رمان
کنارم در ماشین نشسته بود و راننده به سمت فرودگاه حرکت میکرد
لپ سفید و گلی امیریل را نوازش کردم و زیر چشمی بهش نگاه کردم
عینک آفتابی اش را به چشم زده بود و به رو به رویش خیره بود
آفتاب چند ساعتی بود که طلوع کرده بود
به سختی از خانه الوان سه تایی خارج شده بودیم
مستقیم به او نگاه کردم و آرام گفتم
_علی چجوری میخوای ثابت کنی هفته پیش بلافاصله بعد از مرگ مرصاد غیابی ازدواج کردیم!؟
از ابتدایی که دیده بودمش جز چندبار به چشمانم نگاه نکرده بود الان هم به امیریل نگاهی کرد و گفت
_تو به این چیزا فکر نکن من درستشون میکنم
سرم را تکان دادم
_باشه ولی…
اخم هایش را درهم کشید و به چشمانم خیره شد
_ولی نداره ، از الان فقط به فکر خودت و بچت باش تموم شد…
لبخندی زدم
_اسمش امیریله !
نگاهم کرد و فقط لب زد
_قشنگه…
این میزان عصبانیت را از او توقع داشتم
سخت بود ساعت ها بنشیند و غریبه های بی همه چیزی را راضی کند که من را برای جبران گناه مرصاد خون بس نکنند
خون بس ! کلمه ای دو بخشی و بی معنا
کلمه ای که شاید خیلی ها آن را به سال ها پیش نسبت دهند
ولی نمیداند که در این جهان میلیون ها بار زندگی دختران جوان بخاطر گناه دیگران به این کلمه گره میخورد و شاید هرگز این گره باز نشود
شاید بهتر است بگویم خون بس ؛ گره ای کور …
پیشنهاد نودهشتیا